تبليغاتX


hercul2 سلام به شما دوستان گلم .از اینکه از وبلاگ من دیدن می کنید کمال تشکر را دارم . امیدوارم باز هم به ما سر بزنید با تشکر از مدیریت وبلاگ

                                             
∞ سلطان قلبها ∞
تفریحی , سرگرمی , عکس های زیبا ( لطفا تا لود کامل صفحه اندکی صبر کنید ) hercul2
 مهدی جانم بیا
 


سلام

مولای من اخر با كدام چیز به استقبال تو آیم ، ایا با

 گوشهایم  یا با چشمانم یا با زبانم یا با پاهایم

میدانی كه چیست اخر من با تمامی آنها گناه تو نموده ام و شرمسارم

مهدی جان

تو به من امر كردی و من از سر بی حیایی و جهالت مخالفت امرت

 نمودم و مرا نهی كردی نواهی تو را انجام دادم

میگویم بیا اما نیا زیرا شرمندگی حضورت میكشد مرا

میگویم بیا  ولی نیا زیرا نمیدانم  ایا میتوانم مانند تو

 لباس زیبای قران را به تن كنم و فاعل و عامل به قران باشم

اقای خوبم باور كنید كه این حیرت و سر گردانی ما بواسطه این

 است كه ما در حیات خود جلوه زیبای خدا را ندیدیم

ما از تو مهجور مانده ایم زیرا از قران مهجور گشته ایم

اقای خوبم باور كنید كه چشمان ما احتیاج دارد كه الگوی عملی

 قران را ببیند  ما میخواهیم نحوه نوازش كردنت را

ببینیم و حس كنیم تا نوازش گر ایتام شویم ما میخواهیم تو را

 درحال انفاق و صدقات ببینیم در حا ل تواضع و خشوع

تا ان را یاد بگیریم و مانند تو  انفاق كنیم و حاضع شویم و خاشع گردیم

ما احتیاج به الگو داریم  ، میخواهیم  بوی زیبایت را

 استشمام كنیم و در فضایی كه تو در ان نمار میخوانی نحوه

اتصال عبد به مولای خودش را ببینیم ما میخواهیم گذشت و

 بزرگواری را از تو به بهترین شكل قرانی آن یاد بگیریم

میخواهیم ایات قران را از زبان تو بشنویم و در اعمال تو

 ببینیم و با تومدهوش رب العالمین شویم میخواهیم با تو

گریه كردن را بیاموزیم و خندیدن و شاد شدن را درك كنیم و ان

 هنگام كه به ایه ای عمل كردیم لبخند رضایت را در

چهره زیبا و معصومت نظاره كنیم

مهدی جان

 بیا و به ما گذشتن از همه چیز و

 پیوستن به ذات ربوبی را بیاموز  بیا و برای ما انسانیت را بتصویر

بكش و دگرسوختن را بیاموز و طعم خدایی شدن را به ما بچشان

 

  مهدی جان  بیا و .....

اللهم عجل اولیك الفرج

|+| نوشته شده توسط ملاکی در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388  |
 :: پيشواى پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)

زندگانى حضرت امام محمد باقر ( ع ) پيشواى پنجم
پيشواى پنجم حضرت امام محمد باقر(ع)

بسم الله الرحمن الرحيم
ولادت
امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعه‏ى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم‏»يعنى‏«شكافنده‏ى دانشها»لقب آن گرامى است.

به هنگام تولد هاله‏يى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود،و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.

امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبت‏به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى‏رساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين،و مادر او بانوى گرامى‏«ام عبد الله‏» دختر امام مجتبى عليهم السلام است.

عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن‏از والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مى‏آمد او را يگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگوارى مى‏شناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مى‏خواندند.

راستگوترين لهجه‏ها و جذاب‏ترين چهره‏ها و بخشنده‏ترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.

گوشه‏يى از شرافت و بزرگوارى آن گرامى را در گزارش زير مى‏خوانيم:

پيامبر (ص) به يكى از ياران پارساى خود«جابر بن عبد الله انصارى‏»فرمود.اى جابر!تو زنده مى‏مانى و فرزندم‏«محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب‏»را كه نامش در تورات‏«باقر»است در مى‏يابى،بدانهنگام سلام مرا بدو برسان.

پيامبر در گذشت و جابر عمرى دراز يافت-و بعدها روزى به خانه‏ى امام زين العابدين آمد و امام باقر را كه كودكى خرد سال بود ديد،به او گفت:پيش بيا...امام باقر (ع) آمد.

گفت:برو...

امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا كرد و گفت:به خداى كعبه سوگند آيينه‏ى تمام نماى پيامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسيد اين كودك كيست؟

فرمود:امام پس از من فرزندم‏«محمد باقر»است.

جابر برخاست و بر پاى امام باقر بوسه زد و گفت:فدايت‏شوم اى فرزند پيامبر (ص) ،سلام و درود پدرت پيامبر خدا (ص) رابپذير چه او ترا سلام رسانده است.

ديدگان امام باقر پر از اشگ شد و فرمود:سلام و درود بر پدرم پيامبر خدا باد تا بدان هنگام كه آسمانها و زمين پايدارند و بر تو اى جابر كه سلام او را به من رساندى.


 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در چهارشنبه سوم تیر 1388  |
 روز مادر مبارک باد
 

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری !

روز مادر يعنی به تعداد همه روزهای آينده تو ،دلواپسی !

روز مادر يعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بيداری !

روز مادر يعنی بهانه بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد !

روز مادر يعنی بهانه در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !

روز مادر يعنی باز هم بهانه مادر را گرفتن ...

 

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388  |
 طنز-چرا باید خرید

من نمی دانم چرا جنس گران باید خرید؟....زردچوبه را به نرخ زعفران باید خرید؟
یا نمی دانم چرا هر چیز زشت و بنجلی....ازکُره یا که زچین یک در میان باید خرید؟
تا به کی اجناس تحریمی ِ شیطان بزرگ.... دست چندم از فلان سوی جهان باید خرید؟
با چنین خاکِ وسیع ِدشت خوزستان و فارس..گندم و جو را چرا از این و آن باید خرید؟
با وجود سرزمین ِ پاک و سرسبز شمال... چای را کی گفته از هندوستان باید خرید؟
این همه طیاره های شیک در دنیا پُر است..پس چرا از روس ها تخت روان باید خرید؟
شهر ما شیراز خود سلطان خاتم کاری است... قاب خاتم را ولی از اصفهان باید خرید؟
باغ ها تخریب و جایش برج ها روییده اند.... حال جای بوستان آپارتمان باید خرید
زن ندارد نان شب امّا برای پُز چرا.... پای در یک کفش کرده که فلان باید خرید؟
تابش خورشید با میّت ندارد هیچ کار... پس چرا گوری به زیر سایبان باید خرید؟
داستان زندگی ِ ما خودش یک مثنوی ست.... باز هم آیا کتاب داستان باید خرید؟
تا به کی ، باید ، نمی دانم ،چرا ها را ولِش...گفت بابایم بدو زیرا که نان باید خرید

از برای کلّۀ «جاوید» با این شعر ناب.... از دکان کلّه ای مغز و زبان باید خرید


|+| نوشته شده توسط ملاکی در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  |
 آموزش دفاع از خود برای دختران در خطر تعرض!!! ای ولا شیر زن

برای بهتر دفاع کردن از خود به نقاط نارنجی رنگ دقت کنید

|+| نوشته شده توسط ملاکی در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  |
 مدّاحی مدّاحان اهل بیت

آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

مداّحی به مناسبت ماه محرّم

 

۱- حمید علیمی(محّرم۱۳۸۶)

مدّاحی شماره ۱

مدّاحی شماره ۲

 

۲- عبدالرضا هلالی(محّرم۱۳۸۶)

مداّحی شماره ۱

مدّاحی شماره ۲

 

۳-حاج  رضا طاهری(محّرم۱۳۸۶)

مدّاحی شماره ۱

مدّاحی شماره ۲

 

۴-حاج محمود کریمی(محرم۱۳۸۶)

مدّاحی شماره ۱

مدّاحی شماره ۲

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در یکشنبه پانزدهم دی 1387  |
 ایستگاه استجابت دعا

یک نفر دلش شکسته بود

توی ایستگاه استجابت دعا

منتظر نشسته بود

منتظر  ولی دعای او

دیر کرده بود

او خبر نداشت که دعای کوچکش

توی چارراه آسمان

پشت یک چراغ قرمز شلوغ

گیر کرده بود

او نشست و باز هم نشست

روزها یکی یکی

از کنار او گذشت

روی هیچ چیز و هیچ جا

از دعای او اثر نبود

هیچ کس

از مسیر رفت و آمد دعای او

با خبر نبود

با خودش فکر کرد

پس دعای من کجاست ؟

او چرا نمی رسد؟

شاید این دعا

راه را اشتباه رفته است !

پس بلند شد

رفت تا به آن دعا

راه را نشان دهد

رفت تا که پیش از آمدن برای او

دست دوستی تکان دهد

رفت

پس چراغ چارراه آسمان سبزشد

رفت و با صدای رفتنش

کوچه های خاکی زمین

جاده های کهکشان

سبز شد

او از این طرف دعا از آن طرف

در میان راه

با هم آن دو رو به رو شدند

دست توی دست هم گذاشتند

از صمیم قلب گرم گفتگو شدند

وای که چقدر حرف داشتند....

برف ها

کم کم اب می شود

شب

ذره ذره آفتاب می شود

 ودعای هر کسی

رفته رفته توی راه

مستجاب می شود....

|+| نوشته شده توسط ملاکی در دوشنبه دوم دی 1387  |
 انتظار 25

گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام          بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام

گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن          بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام

از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران          با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام

پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام           آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام

پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو           منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام

در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی           باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام

همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن            لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام

چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام           ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام

انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟           آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام

والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام

یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!

 

|+| نوشته شده توسط ملاکی در سه شنبه هفتم آبان 1387  |
 ماه رمضان

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم

عبادات همه ی دوستان مورد مقبول حق

خیلی معذرت می خوام که توی این چند مدت هیچ اپی که نکردم  بمانذد

به دوستان گلم هم یر نزدم

وبلاگ از امروز به بعد شروع به کار می کند

Created By minos

|+| نوشته شده توسط ملاکی در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  |
 انتظار 24

 

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح  ظهر  نه !  غروب شد  نیامدی

 

با سلام خدمت تمامی دوستان گلم که در این چند مدتی که من نبودم

لطف خود را از بنده دریغ نکرده و من را با نظرات قشنگشان همراهی

می کردند دست همه س شما درد نکنه

|+| نوشته شده توسط ملاکی در جمعه بیست و یکم تیر 1387  |
 
 
بالا
WWW.ELGA2R.BLOGFA.COM-->

منبع کدهای موزیک وبلاگ